چهاردهم اُردی‌بهشت ۹۹ – آخرین یادداشت

این روزها خیلی سخت می‌گذرند. سخت که چه عرض کنم، سخت و خیلی بد باهم. قبلاً زیاد درباره وصف حالم و آنچه بر من گذشته نوشته‌ام. رزومه‌ای هم ندارم واقعیتش اگر بخواهم صادق باشم با خودم یعنی از اون آدم‌هایی هستم که نه حرفی برای گفتن دارند نه داستانی برای گفتن دارند از زندگیشون. به امید روزی که حرفی برای گفتن داشته باشم. ولی درد دل تا دلت بخواد چقدر هم و خیلی هم نیاز دارم به کسی که مدام حرف بزنم باهاش. این آخرین سلام، آخرین یادداشت و این پست پایان این وبلاگه. این وبلاگ دیگه بروز نمی‌شه. و احتمالاً تا دو ماهه دیگه از دسترس خارج می‌شه. طبق حرفی که قبلاً حدود یک سال پیش اینجا نوشتم. روزی که اینجا ننویسم حتماً به وبلاگم قبلیم در بلاگ‌سکای برمی‌گردم –  در این آدرس. اگر قرار شد جایی دیگر بنویسم در همون وبلاگ بلاگ‌سکای خبر می‌دهم.

دعا کنید دوستان، دعا کنید یکبار برای همیشه از بدو تولدم، همه‌چیز کامل متحول بشه و تغییر کنه. جوری که هیچ شباهتی به گذشته نداشته باشه. دعا کنید. که من به چنین دعا و به چنین تغییری از هر چیزی بیشتر نیاز دارم از آب خوردن بیشتر برای زنده‌موندن به این تحول و تغییر نیاز دارم. تغییری که سال‌های ساله به هزار دلیل که در کنترل من بوده و در کنترل من نبوده به تعویق افتاده. ولی الان دیگه موقع این تحول و تغییر بزرگه که من رو با زندگیم برای همیشه پشت و رو کنه.

من خیلی کم اسم خدا رو توی زندگیم میارم مخصوصن جلوی بقیه دلایل زیادی داره. اینبار هم از محدود موارده. که فقط می‌خوام بگم خدایا هیچ‌کس غیر از تو از من و دلم و گذشته‌ام خبر نداره. کاری کن که دفعه بعد که می‌نویسم همون سجاد شاد و پرامید و پورشور ۲۱-۲۲ساله باشم اما با همین پختگی که این سال‌ها بهم داده‌ای. خدایا خودت می‌دونی چقدر دلم پر از دلتنگی و غم و درد دله. این بار برای همیشه درستش کن و بهم زندگی دوباره بده.

دوست دارم این دو موزیک رو با هم بذارم. اولی که این دو روز برام گریه داشت. دومی اما برای آرامش حال خوبه. جدای این دوتا دوست دارم یه موزیک رو هم که دیشب دوستم بهم داد رو حتماً اینجا به اشتراک بذارم و این پست رو حتماً با این سه موزیک ببندم؛ Metalica: MaMa Said.

 

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *