Everything Is Something Els

خیلی وقت‌ها ناراحت می‌شوم کلافه می‌شوم اینقدر از یک منِ ساده دورم، اینقدر دور شده‌ام، خیلی دور، مثل کسی که به خدایی در جهان بالا معتقد است و نه فقط معتقد است، که برای اثباتش به خودش تلاش می‌کند، برای رسیدن به او، مثل کسی که یک دین کامل را می‌شناسد و به آن می‌اندیشد اما خودِ ساده شده‌اش چیز خاصی نیست. من هم وقتی می‌بینم به آرامی در زندگی‌ام غرق در اسم‌های فیلسوفان و افکارشان و کتاب‌هایشان شده‌ام در حالیکه منِ ساده چیز زیادی نمی‌خواهد تا مرز دیوانگی می‌روم.

ساده بودم،
دیوانه شدم؛
بعد از آن، خودم را نشناختم.

سجاد تو دیوونه‌ای، شک نکن :)))

بشنویم:

 

بارها خواستم ساده باشم، ساده ببینم، ساده فکر کنم، ساده زندگی کنم، زندگی را آسان و راحت بگیرم؛ اما نشد زندگی مرا روز به روز پیچیده‌تر کرد و نگاهی پیچیده‌تر بمن داد و این اصلاً خوب نبود، هرگز، این همان مریضی بود که شین‌ گفت. هنوزم می‌خواهم خودم را از این زنجیرها رها کنم ولی باز هم نمی‌شود هر چه بزرگتر می‌شوم این زنجیرها قطورتر و سنگین‌تر دور دست و پای و گردنم می‌پیچیند. گاهی به خودم می‌گفتم افکار فیلسوفانی که من در تنهایی بی‌آنکه زندگی‌ام صحنه‌ی چنین افکاری باشد با خود دارم، مالِ فیلسوفانی بوده که کنار هم گفتگو داشته‌اند و زندگی‌شان فضای متناسبش را داشته. دوستانی با هم بوده‌اند که شرایط جامعه و حتا خانوادگی‌شان سبب می‌شده درباره آن مسائل فکر کنند. تا پریشب و دیشب کمی بیشتر دقت کردم و دیدم نه، آن‌ها هم بیرون از فضای خانوادگی و محیطشان بوده‌اند و خودِ ساده‌شده‌یشان چیزی بوده و افکاری که نوشته‌اند و گفته‌اند چیز دیگری. فیلسوف آلمانی موریتس شلیک را در نظر داشتم، من کتاب‌های او را می‌خوانم درباره‌ی متافیزیک و اخلاق [فعلاً نخوانده‌ام اما در لیست خواندن قرار دارند] در حالیکه او خودِ ساده‌اش چه بود؟ کسی بود که توسط دانشجوی دکترایش در راه‌پله‌ی دانشگاه توسط سلاح گرم کشته شد. چرا؟ چون دانشجویش به دختری علاقه داشت و او گمانِ رابطه‌ی دوستی بین شلیک و دختر محبوبش را داشت. این زندگی برهنه و ساده‌ی موریتس شلیک بود در حالیکه با اندیشه‌هایی زندگی می‌کرد که بسیار از خودش فاصله داشت و خودِ او نبودند. ویتگنشتاین نیز همینطور، همین کسی که گاهی از زیادی نوشتن درباره‌ی او خسته می‌شوم، با دریایی از اندیشه‌ها اما خودِ ساده‌شده و حقیقی‌اش چه بود؟

من هم مانند موریتس شلیک، من هم مانند ویتگنشتاین و گودل [با این اختلاف زیاد که آنها در زمان حیاتشان مردمانی شناخته‌شده بودند و در جامعه زندگی می‌کردند و من در نهایتِ فقر و مهجور از جامعه]. من هم مانند آنان در اصل ساده و زودآ که ساده بمیرم اما حرف که می‌زنم فکر که می‌کنم زندگی و دنیا را که نگاه می‌کنم پیچیده و در فهمِ پیچیدگی‌ها و فهمِ این پیچیدگی‌ها خودم را هم پیچیده و طبیعتاً خسته کرده، یک خستگی که هم می‌تواند شکل افسردگی بگیرد هم خودکشی که برای من نوع اولش را الان دارم و نوع دومش را قبل‌تر بطور خفیف نه جدی. خیلی وقت‌ها می‌خواهم ساده حرف بزنم، ساده زندگی کنم، ساده نگاه کنم، ساده فکر کنم تا بتوانم مثل آدمی معمولی حرکت کنم، زندگی کنم و در جامعه بروم اما زود شکست می‌خورم و به حالت قبل برمی‌گردم. شاید این اجبار محیطی است، سرنوشتی که با آن زندگی می‌کنم اجباری که توان برانداختنش را ندارم و با مشقت و درد و سختی باید با آن بجنگم تا وقتی که می‌میرم.

۲ Comments

  1. میدونی چیه? تو ساده نیستی و سعی نکن که باشی. عمیقی، خیلی عمیق و یک بخشی از زندگى رو حکم و دو دستی چسبیدی بهش و به شدت درونش عمق گرفتی که باقی آدم ها رهاش کردن، نمی بیننش و بهش بی توجه هستن. اما می دونی مسئله دیگه چیه? بخش های دیگه زندگی رو رها کردی و طوری توی اون چیزی که بین دست هات هست غرقی که بخش های دیگه رو نمی بینی.
    این چیزی که میگم فقط مختص تو نیست. به همه آدم ها ربط داره. همه آدم ها فقط یک بخش از زندگی رو درشت و بلد کردن و زدن سر در زندگیشون. باقی ماجرا رها شده است. اما یه چیزی بین تو و بقیه فرق داره. اونم اینه که تو سمت مرزهای خودتی و خیل عظیمی از آدم های دیگه سمت مرزهای خودشون. و تو سمتی هستی که کمتر درک میشه، کمتر حس میشه و کمتر دیده میشه، شاید بخاطر اینه که آدم ها، اکثر آدم هایی که توی یک نقطه جمع شدن و لزوما نمیشه گفت توی یک نقطه درست! هر چیزی که به ذهنشون میرسه و از یک درک عقیمه به زبون بیارن و…
    توی این دنیا هیچ چیز مطلقی وجود نداره. نه من، نه تو و نه هیچ کس دیگه… مدام در حال تغییراتیم، مدام.
    ساده نباش، خودت باش، اما بیشتر سعی کن چیزهای دیگه هم لمس کنی، ببینی، بو کنی…

    + خیلی تلاش کردم برای یک سکوت طولانی!ببخش برای شکستنش!

    1. ممنون از حضورت. با خوندن پیامت حس کردم بهتره کمتر خصوصی و از خودم بنویسم و از موضوعاتی بنویسم که عمومیّت داره و برای دیگران مفیده.

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *