در حاشیه

سخته خود رو شرح‌دادن. این رو کسی می‌فهمه که از بچگی با خودش درگیر بوده و در تلاش برای فهم و شرح خودش. خیلی باید ریز شد از جزئیات نوشت ویرایش کرد. برای همین ممکن...

فهمیدن — بخش سوم

حالا بعد از دین، درس‌خوندن. چیزی که اذیتم می‌کرد. از سال دوم دبیرستان (۱۶سالگی) وقتی از امتحان فیزیک اومدم گفتم باید کاری کنم نمره‌ام خوب بشه، موفق بشم که تا آخ...

فهمیدن — بخش دوم

می‌دونی بزرگ‌شدن با من چی کرد؟ خیلی دقیق و محتاط کرد این یعنی شور و ریسک و مخصوصاً عملگرایی رو شدیداً ازم گرفت. گاهی یاد سال‌های ۲۰ تا ۲۳سالگی ۱۹ تا ۲۱سالگی می‌...

فهمیدن

The most enjoyable work in the world? Understanding NOt learning, Understanding. مسئلۀ فهمیدن مهمترین موضوعی است که اینجا باید ازش حرف بزنم. چیزی که همۀ زندگی م...

یادداشت یکم اسفند

از دیشب تا الان حوالی ساعت پنج صبح دربارۀ سجاد می‌نوشتم. بعضی از شما باید بدونید منظورم کیه و خیلی‌هاتون حتماً نمی‌دونید. متن سجاد رو خواستم رمز بذارم شاید بعضی...

The Double Life of Me

چند شب پیش رفتم تالار گفتگویی که سابقاً (سال ۹۱) پاتوق بحث‌های فلسفی، متافیزیکی، علمی (هر چه که شامل علم شود) و سیاسی ما بود. بعد از آن، سه تالار گفتگوی دیگر عو...

There is Nothing to Say

یکشنبه ۱۳م بهمن‌ماه و ۲م فوریه. فوریه ماه تولدم، ۱۰م فوریه، ۲۱م بهمن، تولد بیولوژیکی. چند سالی است که دیگر ماه تولد و روز تولدم برایم بی‌اهمیت شده است. از سالی ...